ملوک سیستان پیش از تاریخ
حکیم ابوالقاسم فردوسی
چون جلای وطنی دیده ی گریان از تو - - - چشم پاک و دل شاد و لب خندان ازمن
جمع آهنگر و نجاری و کفاش از تو - - - نره شیران و دلیران سجستان از من
جزیه سیم و زر و باج گرفتن از تو - - - شرح جنگاوری رستم دستان از من
قسمتی از مناظره ی محمد رضا خان سرابندی بزرگ با امیر شو کت الملک
اول کسی که در سیستان به حکومت پرداخت جهان پهلوان گرشاسف(گرشاسب)بود و گرشاسف فرزند شهیربن کورنگ بن بیوراسب بن تور بن جمشیدالملک بود.
وی از نام آورترین پهلوانان ایران در حماسه های ملی ماست که از نوادگان جمشید است.
پس کورنگ پسر گرشاسف است که سی سال عمر یافت و نریمان از او کوچک بماند.در زمان فریدون جهان پهلوانی از آن نریمان بود و در زمان نوذر،جهان پهلوان و فرمانروای سیستان سام بود.
مدتی بعد سام پادشاهی سیستان را به زال واگذار کرد سپس رستم دستان پادشاه سیستان و جهان پهلوان ایران شد.در روزگار وی اهل سیستان به نیروی دولت جوان رستم و تدبیر زال دنیا دیده،در آسایش روزگار می گذراندند.

من آن رستم زال نام آورم *** که از چون تو شه خم نگیرد سرم
چو خشم آورم شاه کاووس کیست *** چرا دست یارد به من توس کیست
مرا زور و پیروزی از داور است *** نه از پادشاه و نه از لشگر است
"شاهنامه ی فردوسی"
پس از مرگ رستم حکومت سیستان به فرامرز پسر او رسید.پس از فرامرز،آذربرزین شاه سیستان شد.پس از آذربرزین برادر کوچکش هوشنگ چهل سال بر سیستان پادشاهی کرد.
پس ازهوشنگ فرزندش افریدون برمسند پهلوانی و حکومت سیستان تکیه زد و چون عهد وی سپری شد سام پسر افریدون پادشاه سیستان و پهلوان ایران شد.پس از سام فرزندش دادآفرین متکفل امور زابلستان و کابلستان شدو پس از مرگ دادآفرین،پسرش فرخ به جای او به حکومت سیستان رسیدوآنگاه نرشخ فرزند فرخ ملک سیستان گردید.
پس از نرشخ پسرش چهرزاد پای بر تخت سیستان گذارد و چون چهرزاد در گذشت فرزندش رستم به پادشاهی زابل رسید. رستم نیز جایش را به فرزندش کان آزادمرد دادو پس از وفات وی پسر وی پولاد حاکم زابل و کابل گشت. آنگاه مهرزاد از پس پدرش پولاد به حکومت رسید. مهرزاد کشمیر و تبت را به تصرف درآورد و سیستان را به فرزندش رستم داد و رستم پس از خود سیستان را به اسپهبد واگذاشت.
Blog Manager:Mehdi GHodrati